محمد تقي المجلسي (الأول)
62
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
و ترضى و اگر افطار كند كسى كه ماه رمضان ديده باشد واجب شود قضا و كفارت برو و اگر چه گواهى او رد شده باشد باب هشتم اعتكافست و انعبارتست از نشستن در مسجد جامع از براى عبادت سه روز يا زياده و شرطهاى انهفت است اوّل بلوغ و اسلام و عقل معتكف يا تميز صبى پس از مجنون و كافر درست نباشد و اگر مرتد گردد اعتكاف او باطلشود دوّم مكان و انمسجدست كه رسول خدا ص يا وصى او در انجا نمازى به جماعت گذارده باشند و ان يكى از چهار مسجد است مسجد مكّه و مدينه و جامع كوفه و بصره خواه مرد باشد يا زن و بعضى جائز داشتهاند اعتكاف در هر مسجدى سوّم نيّت در اوّل ان و ان پيش از طلوع صبح است باينوجه كه اعتكاف مى گيرم از براى انكه واجب است تقرّب به خدا چهارم روزه است با جميع شرايط ان از طهارت از جنابت و حيض و نفاس و عدم حرمت روزهء ان همچو عيدين و ايّام تشريق و غير ان شرط نيست كه روزه از براى اعتكاف باشد بلكه صحيح است هر روزه كه اتّفاق افتد از رمضان و نذر و قضاى رمضان و غير ان پنجم زمان است و انسه روز است پياپى كه دو شب در ميان باشد يا زياده پس صحيح نيست اعتكافى كمتر از سه روز و باعتكاف دو روز سوّم روز واجب ميگردد و در روز سوّم نيّت وجوب كند و همچنين اگر بعد از سه روز دو روز ديگر اعتكاف گيرد ششم واجب شود و همچنين هر سوّمى پس اگر اعتكاف گيرد پيش از روز عيد بيك روز يا دو روز صحيح نباشد و شرطست كه پياپى باشد پس اگر بيرون رود در روز يا شب نه از براى امريكه جائز است باطلشود ششم نشستن است هميشه پس اگر بيرون رود نه براى ضرورتى همچو قضاى حاجت يا غسل و نماز جنازه و بتشييع ان و عيادت مريض و گواهى دادن و نه بسهو باطلشود و چون كه بيرون رود حرام است نشستن و زير سايه رفتن مگر از براى ضرورتى و در بيرون مسجد نماز گذاردن الّا در مكه يا ضيق وقت و جائز نيست بر بام مسجد رفتن مگر از براى ضرورتى هفتم اذن خواجه است غلام را و اذن زوج زوجه را و اذن پدر فرزند را پس اگر اعتكاف گيرند يكى ازينها بى اذن صحيح نباشد و گاهيكه اذن داده باشند جائز است كه رجوع نمايند چون اعتكاف سنّت باشد نه واجب فصل در احكام ان حرامست بر معتكف نزديكى با زنان كردن به جماع و بوسه و ملامسه و منى اوردن در شب يا روز و همچنين بوئيدن بويها از رياحين و غير ان و خريدن و فروختن و مجادله كردن با كسان و سخن فحش گفتن و دشنام دادن و از مسجد بيرون امدن و جميع انچه روزه را باطل كند و اگر مضطر شود به خريدن طعامى از براى خود يا جامه كه ستر عورت كند يا فروختن چيزى كه ببهاى او اينها را بخرد جائز باشد و فاسد ميگرداند اعتكافرا هر چه روزه را باطل كند اگر در روز واقعشود و از زنان تمتع گرفتن و از مسجد بيرون رفتن و امّا خريدن و فروختن و مجادله نمودن و فحش گفتن حرامند نه مفسد پس اگر اعتكاف واجب متعين باشد به نذر و شبه ان بافساد ان كفارت لازم شود خواه به جماع باشد يا انزال يا غير ان و اگر غير معين باشد واجب نميشود كفارت الّا به جماع خاصة پس اگر جماع كند در روزهء رمضان يا در روزهء معيّن دو كفارت واجب شود و الّا يكى و اگر مرد و زن هر دو معتكف باشند بر هر يك كفارت باشد همچنين و اگر اكراه كند زنرا به جماع در رمضان بر مرد چهار كفارت باشد و اگر اكراه كند زن معتكفه را بزنا در رمضان لازم شود بر مرد دوازده كفارت از براى انكه بابطال روزهء تنها به حرام سه كفارت لازم مىشود